الملا فتح الله الكاشاني

23

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

مستحق شرك شده‌اند در الوهيت أَمْ آتَيْناهُمْ كِتاباً يا داده‌ايم ايشان را كتابى ناطق به آنكه ايشانرا شريك خود گرفته‌ايم فهم على بيّنات پس ايشان يعنى بتان بر حجتها روشن‌اند مِنْهُ از آن كتاب به آنكه مر ايشانرا شركت به خدا سزاوار است و چون اقامة حجج مذكوره ممكن نيست پس بچه وجه آنها را شريك خدا ميسازيد و بعد از ذكر انواع حجج مذكوره بيان مينمايد كه بَلْ نچنانست كه ايشان را حجتى باشد در اين امر بلكه إِنْ يَعِدُ الظَّالِمُونَ وعده نميدهند مشركان بَعْضُهُمْ بعضى از ايشان كه اسلافند يا روسا بَعْضاً بعضى ديگر را كه اخلافند يا ارذال و اتباع إِلَّا غُرُوراً مكر فريب و مكر كه هيچ حقيقتى نيست مر آن را و آن وعدهء شفاعة بتانست كه هؤلاء شفعاؤنا عند اللّه بعد از آن از عظم قدرت و وسعت مملكت خود خبر ميدهد كه . إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ نگاه ميدارد آسمانها و زمينها را أَنْ تَزُولا به جهت كراهت و نخواستن آنكه زايل شوند از اماكن خود چه ممكن را در حال بقا ناچار است از نگاه دارنده و در روايت آمده كه چون يهود و نصارى عزير و عيسى را بفرزندى حق نسبت دادند آسمان نزديك به آن رسيد كه شكافته گردد و حق تعالى در اين آيه خبر ميدهد كه من بقدرت كاملهء خود نگاه ميدارم آسمان و زمين را تا زوال پذير نشوند و از مركز خود نروند وَ لَئِنْ زالَتا و اگر زايل شوند إِنْ أَمْسَكَهُما نگاه ندارد آنها را مِنْ أَحَدٍ هيچ يك و بجاى خود نياورد مِنْ بَعْدِهِ از پس خدا يا بعد از زوال آن إِنَّهُ كانَ بدرستى كه خداى هست حَلِيماً بردبار كه بعقوبت يهود و نصارى و غير ايشان از اهل شرك و معصيت تعجيل نميكند غَفُوراً آمرزنده گناه كسى كه از اين قول رجوع كند بوحدانيت او قايل شود و اعتقاد كند كه او سبحانه متصف است بصفت لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد آورده‌اند كه رؤساى قريش پيش از بعثت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميشنيدند كه جهودان و ترسايان تكذيب پيغمبر خود كردند گفتند لعنت خداى بر اين دو طايفه باد كه پيغمبران خود را تكذيب كردند به خدا سوگند كه اگر پيغمبرى بما آيد او را تصديق كنيم و از ايشان راه يافته‌تر باشيم و بتصديق او شتابنده و چون پيغمبر ما مبعوث شد او را باور نداشتند و از او نفور كردند حق تعالى از اين خبر داد . وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ و سوگند خوردند به خدا كفار قريش جَهْدَ أَيْمانِهِمْ سخت‌ترين سوگندان خود يعنى بايمان غلاظ و شداد سوگند خوردند كه لَئِنْ جاءَهُمْ اگر بيايد بايشان نَذِيرٌ بيم كنندهء لَيَكُونُنَّ هر آينه باشند